نیروهای نسل سوم انقلاب در حال گذار
که احتمالا دلیلش را برخی از رفقای گرمابه و گلستان می دانند.
چندی پیش یکی از رفقای شفیق مطلبی در وبلاگشان http://www.massirebassirat.blogfa.com با عنوان "ما افسران خوبی نیستیم" کار کرده و گلایه ای دندان شکن با رفقای قدیم که نشان سرسپردگی در آستان ولایت داشته اند، مطرحج کرده است.که چند سطر این دلنامه را در ذیل می اوریم:
گلایه ای از عزیزاندوستانی از دوران کارشناسی دارم که فی الجمله از خوبانند. آنانی که در کویر انسانیت هر کدام چشمه ای از امیدند. افسرانی خوب، الهی و انقلابی از خطه هایی چون تبریز، اصفهان، ایلام، اردبیل، تهران، مازندران، ارومیه، قزوین، همدان، مشهد، زنجان، و ... و هر کدامشان مجهز به ابزاری چون مهندسی عمران، معدن،مکانیک، آب و خاک، دامپزشکی، شیمی، برق، کشاورزی، علوم انسانی، فیزیک، مدیریت و در یک کلام مجهز به علم. اما همه در یک گوشه ای جزیره ای گشته اند تنهای تنها و حتی منفعل. حال براستی اگر چمران روزی پرسید که با این همه ابزار و تفاهم و فرصت چرا حرف مقتدایمان بر زمین ماند چه قرار است بگوییم؟ آن هم در شرایطی که دشمن پشت خاکریزهایمان است. براستی که با این اوصاف ما افسران خوبی نیستیم چراکه با این همه ابزار می توانستیم و می توانیم در جنگی هوشمند باری از دوش انقلاب برداریم. چرا چنین نمی کنیم؟ ما که همه اش بار انقلاب بوده ایم. این انصاف نیست. هست؟
راهکارهایش را خود می دانید و می دانیم . نمی دانیم؟ زمان نامردانه در حال زدن چوب تاراج بر سرمایه ی جوانیمان است. نکند دیر شود. نکند... .
چند خطی سرزده که به ذهن حقیر رسید با شما در جریان می گذارم:
در مدیریت روز جهان و نیز مدیریت دینی و بومی خودمان نقش منابع نیروی انسانی غیر قابل انکار و بلکه جزو اساسی ترین بحث هاست.
در اینجا دو مطلب قابل تامل است:
یک اینکه بر اساس تربیت اسلامی - ایرانی ما بایستی قادر به تربیت نیروهایی باشیم که در بدترین شرایط زمانی و مکانی حتی به تنهایی مایه اثر و تحول ماندگار شده و نیروهایی به سان خود یا قوی تر تحویل دهند و این حلقه (که متاسفانه در جامعه دینی کنونی ما مغفول واقع شده است) و حلقه های بعدی پیکره جامعه دینی ما را استحکام بخشد تا به هر بادی به خود نلرزد.
دوم اینکه در شرایط کنونی که مطلب فوق الذکر بر زمین مانده و جز اندک یاران حقیقی آن سید خراسانی به ان عالم و عامل نیستند بایستی با عوض کردن تاکتیک انسجامی حداقلی به نیروهای در حال گذار جبهه خودی دهیم تا در بهترین زمان و مکان و با رمزی واحد در عملیاتی دشمن را تارو مار کنیم.
و دلیل اینکه چرا از قید در حال گذار برای نیروهای متعهد اطرافمان یاد کردم این است که در حوزه های مختلف تحصیلی - کاری - و بعضا فکری به ثبات لازم نرسیده ایم و این گذار نیاز به زمانی معقول دارد و به نظر می رسد اصلی ترین وظیفه ما در کنار هم نگه داشتن حقیقی و حتی الامکان مجازی این نیروهاست تا محقق شدن شرایط پایدارتری برای آنچه در سر می پرورانیم
و این گذار حسن و عیبی دارد:
حسنش آن است که این نیروها در شرایط کنونی پاکند و بسیار کم الوده به زر و زور و تزویر شده اند
ولی عیب بزرگ این مرحله گذار این است که نیروها فرسوده شده و زمان را از کف میدهیم.
راستي، هم نسلان در حال گذار عزيزم!
يادتان هست سيد مرتضي آويني، چگونه هم نسلان و هم مسلكانش را مي خواند و مي كاويد؟"اي شهيد... اي آن كه
بر كرانه ازلي و ابدي وجود بر نشسته اي دستي برآر و ما قبرستان نشينان عادات سخيف
را نيز از اين منجلاب بيرون كش..." (شهيد آويني).
به امید روزهای روشنتر برای تحقق کامل آرمانهای اصیل نسل انقلابی کنونی










